X
تبلیغات
رایتل
پـَـــ نــه پـَــــ

لیست یادداشت های وبلاگ

پَــ نَــ پَــ (2)

توسط: ارشک فرهمند| در: شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1390- 06:29 ق.ظ |

دارم هری پاتر 7 میبینم.میگم عجب جلوه های ویژه ای داره.مامانم میگه منظورت هری پاتره ؟ پَــ نَــ پَــ ساختمان پزشکان !!!!

***************************

یکی از دوستام از بس درسش خوبه بش میگیم دانشمند.بش میگم حواست باشه CIA یه وقت ترورت نکنه.میگه سازمان جاسوسی آمریکا منظورته ؟ پَــ نَــ پَــ داداش سیا ساکتی منظورم بود وقتی از خیابون رد میشی برچسبت نکنه کف خیابون !!!

***************************

دارم با پسر خالم شطرنج بازی میکنم مادربزرگم اومده میگه شطرنج بازی میکنید ؟ پَــ نَــ پَــ داریم بیلیارد بازی میکنیم فقط شکل میزش عوض شده !!!!

***************************

استاده بعد 22 روز از امتحان پایانترم نمرات رو زده و درسی رو که زیر 17 نمیشدم داده 13.5.زنگ زدم به گوشیش میگم استاد من اعتراض دارم.میگه نسبت به نمرتون؟ پَــ نَــ پَــ نسبت به اینکه مایع دستشویی خونتون چه رایحه ایه گذاشتی !!!!

***************************

بعد از سینما دوستم رو دیدم میگه کجا رفته بودی ؟ میگم سینما . میگه چه فیلمی ؟ میگم جدایی نادر از سیمین.میگه واقعا فیلم در مورد جدایی نادر از سیمینه ؟ پَــ نَــ پَــ در مورد گرفتن چاه توالت قصر نادر شاه افشار هست و نوشتن داستان توسط سیمین دانشور

***************************

معلمم اومده خونمون تمبکمو دیده میگه تمبکه؟ میگم پَــ نَــ پَــ ساکسیفونه روش پوست کشیدم گردو خاک نره توش میگه منظورم اینه که میزنی؟ میگم پَــ نَــ پَــ اون زورش زیاد تره اون منو میزنه میگه بیخیال درسو شروع کنیم؟ میگم پَــ نَــ پَــ من تنبک میزنم شمام برقص با هم پول در بیاریم

***************************

ماشینو تو روزنامه تبلیغ کردم. میگه میخوای بفروشیش؟ پَــ نَــ پَــ معدلش بیست شده ازش قدردانی کردم

***************************

دوستم رفته مرکز ترک اعتیاد. زنه میپرسه شما هم اعتیاد دارین؟پَــ نَــ پَــ اومدم منو به غلامی قبول کنین...!!!

***************************

سوسک اومده تواتاق دمپایی رودادم مامانم..میگه بزنمش؟؟؟میگم پَــ نَــ پَــ بده پاش کنه تندتر بدوه !

***************************

به دوستم میگم چایی داری میگه میخوای بخوری پَــ نَــ پَــ دماسنج خریدم میخوام ببینم درست کار میکنه یا نه؟

***************************

به طرف ایستگاه تاکسی ها رو نشون دادم . میگه : اینا تاکسی اند ؟ میگم پَــ نَــ پَــ نمایندگی سیار ایرانسله!!

***************************

سر جلسه امتحان به کناریم میگم داداش برسونیا. میگه تقلب؟ گفتم پَــ نَــ پَــ مواد که یه وقت خمار نشم

تمامی حقوق مادی و معنوی برای نویسنده وبلاگ محفوظ است . کپی کردن مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
قدرت گرفته از بلاگ اسکای -طراحی قالب توسط تم استدیو